اقتصاد اسلامی، توهم یا واقعی؟/ ریشه اظهارنظرهای عجیب درباره اقتصاد اسلامی

از سراسر وب

به گزارش خبرنگار اقتصادی «رکن آنلاین»، اخیرا اظهارات یکی از نوادگان مراجع تقلید درباره عدم وجود اقتصاد اسلامی، حاشیه ساز شده و واکنش کارشناسان را به دنبال داشته است.  

در همین راستا، دکتر ایرج توتونچیان، مقاله ای با عنوان «اقتصاد اسلامی، توهم یا واقعی؟» برای «رکن آنلاین» ارسال کرده و به نقد دیدگاه فوق پرداخته است. توتونچیان از معدود اقتصاددانی است که در دهه 60 در تدوین قانون بانکداری بدون ربا در کنار مجلسی ها و فقهای آن روز حضور داشته و البته به عنوان معاون اقتصادی و بین الملل وزیر اقتصاد طی سال های 60 تا 64حامی و مدافع تصویب این قانون بوده است. وی که فارغ التحصیل اقتصاد توسعه از دانشگاه تگزاس آمریکا در سال 1976 میلادی است، در طول حدود چهار دهه تدریس و پژوهش در حوزه اقتصاد در ایران و کشورهای اسلامی (مانند کویت، عربستان، مالزی و اندونزی)، آثار مهمی درباره بانکداری اسلامی به رشته تحریر در آورده است. یکی از این آثار، کتاب «پول و بانکداری اسلامی و مقایسه آن با نظام سرمایه داری» است که عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی را نیز کسب کرده است.

متن کامل یادداشت دکتر توتونچیان درباره اقتصاد اسلامی در ادامه آمده است:

شهید مطهری درباره‌ تسلط و نفوذ غیرمسلمان بر مسلمان می‏نویسند: «اسلام می‌خواهد که غیرمسلمان بر مسلمان تسلط و نفوذ نداشته باشد. این هدف هنگامی میسر می شود که ملت مسلمان در اقتصاد نیازمند نبوده و دستش به‌طرف غیرمسلمان دراز نباشد، والّا نیازمندی ملازم است با اسارت و بردگی، ولو آنکه اسم بردگی در کار نباشد. هر ملتی که از لحاظ اقتصاد دستش به ‌طرف ملت دیگر دراز باشد، اسیر و برده‌ اوست و اعتباری به تعارف‌های دیپلماسی معمولی نیست».

این جملات بدون ابهام به سه موضوع مهم تاکید دارد:

اول) نظام اقتصاد اسلامی برای ملت مسلمان

دوم) مستقل بودن وغیر وابسته بودن این نظام به سایر نظامات

سوم) تفاوت بینش بین جامعه مسلمان و غیر مسلمان

آیا جامعه مسلمان می تواند بدون نظام اقتصاد اسلامی اسیر و برده نباشد؟ و اگر بخواهیم از بند اسارت و بردگی غرب که آثارشوم خود را درکشور ما درجنبه های مختلف مانند نظام بانکی و سیطره دلار و تنزل کرامت انسانی رسوخ داده است و سال‌ها نسبت به آنها بی توجه بوده ایم و کورکورانه و نا بخردانه به تقلید از برنامه های اقتصادی غرب (و در تصمیم گیری‌های ناشیانه به آنها تعمیق بخشیده ایم) خلاص شویم آیا نباید به طراحی نظام اقتصادی با استناد به روح اسلام و الهام از قرآن و سنت پیامبر اسلام (ص) بپردازیم؟

آیا نمی توان مشکلات پیچیده و خود کرده در این سال ها را ناشی از تقلید از اقتصاد لیبرالی غرب دانست؟ آیا در قرآن و روایات و احادیث مشهور قاعده – الگو و دستور العمل اقتصادی وجود ندارد؟ آیا می توان پذیرفت که این منابع فقط حاوی دستوراتی برای عبادات فردی و عبودیت خداوند است و مسلمانان در سراب فلاح و رستگاری رها شده اند؟                

در این مقطع ضرورت دارد که به دلیلی که روشن خواهد شد از تفاوت بین علوم طبیعی و طبیعی-آزمایشگاهی و نظام اقتصادی توضیح داده شود:

در این علوم نظمی را که خداوند در بطن موضوع مورد مطالعه عالم مربوطه قرار داده است (یا به عبارت دیگر برنامه ریزی کرده است و به عبارت قرآنی تسبیح کننده ذات اقدس الله می باشند) از چنان نظمی برخوردار است که تعدی از حدود اختیارات ابزار و ادوات مورد استفاده عالم غیر ممکن است و از این رو است که آنها را در ردیف علوم دقیقه قرار داده اند. عالم این علوم، کاشف قوانین جهان شمول الهی بوده و نقش نظاره گر را دارد و با نظم الهی سرو کار دارد ولی در نظامات علم اقتصاد او خود یک بازیگر است که خداوند او را در تصمیم گیری مخیر کرده است، در غیر این صورت می توانست تمام انسان ها را از نظر کلیه شرایط یکسان خلق کند. در حالی که هدف او غیر از این بوده و است. تمام ابزارها و موادی که در علوم دقیقه بکار می‌رود برنامه ریزی الهی همه یکپارچه بوده و از یک نظم از &#