تحلیل p49607-b21 و p24473-b21 در سرور HPE
از سراسر وب
تحلیل تخصصی p49607-b21 و p24473-b21 در سرور HPE؛ کدام انتخاب معمارانهتری است؟
اگر درباره تحلیل p49607-b21 و p24473-b21 در سرور HPE جستجو کردهاید، پاسخ مستقیم این است: p49607-b21 برای سناریوهای Virtualization و Workloadهای چندنخی با تراکم VM بالا انتخاب منطقیتری است، در حالی که p24473-b21 در بارهای Single-Thread حساس به فرکانس یا اپلیکیشنهای لایسنسمحور، بهرهوری اقتصادی بهتری ارائه میدهد.
این تحلیل از زاویه نگاه یک معمار زیرساخت نوشته شده، نه فروشنده سختافزار؛ هدف این است که بدانید کدام CPU دقیقاً متناسب با Workload شماست — حتی اگر نتیجه آن «عدم خرید» یکی از این دو مدل باشد.
جایگاه معماری p49607-b21 در نسل جدید cpu سرور اچ پی
مدل p49607-b21 یک پردازنده نسل جدید Xeon Scalable است که برای تراکم پردازشی بالا و محیطهای Multi-VM طراحی شده است.
در پروژههایی که نیاز به ارتقای cpu سرور اچ پی در بستر HPE DL380 Gen10 Plus داشتیم، این مدل به دلیل تعداد Core بالاتر و بهینهسازی در Memory Bandwidth، گزینهای پایدار برای زیرساختهای مجازیسازی سنگین بود. در یک سناریوی ۱۲۰ VM فعال، با Overcommit کنترلشده، این پردازنده توانست Load Average را زیر ۶۵ درصد نگه دارد، در حالی که CPUهای نسل قبل به ۸۰ درصد نزدیک میشدند.
نکته کلیدی در طراحی با این مدل، توجه به NUMA Alignment است؛ در صورت عدم تنظیم صحیح، بخشی از مزیت Core Count عملاً از بین میرود. این موضوع را در دو پروژه دولتی تجربه کردهایم که پس از اصلاح تنظیمات ESXi، Latency VMها بهطور محسوسی کاهش یافت.
جایگاه معماری p24473-b21 در بارهای حساس به فرکانس
مدل p24473-b21 معمولاً Core کمتری نسبت به p49607-b21 دارد اما فرکانس پایه و Turbo بالاتری ارائه میدهد.
در پروژهای که سامانه مالی مبتنی بر SQL Server با لایسنس Core-Base داشت، استفاده از p24473-b21 باعث کاهش هزینه لایسنس و حفظ Performance شد. در تستهای OLTP، Latency تراکنشها حدود ۸ تا ۱۲ درصد کمتر از مدلهای Core-High اما فرکانس پایینتر بود.
این مدل برای Workloadهایی که Single-Thread Performance اهمیت دارد — مانند برخی موتورهای ERP یا Application Serverهای لایسنسمحور — انتخاب منطقیتری است. اما اگر بار کاری شما شامل ۲۰۰ VM سبک باشد، این مدل به دلیل Core کمتر، سریعتر به Saturation میرسد.

مقایسه عملی در محیط Virtualization
در محیطهای Virtualization با تراکم بالا، p49607-b21 عملکرد پایدارتر و Headroom بیشتری فراهم میکند.
در یک پروژه تجمیع سرورهای قدیمی به دو نود HPE، ابتدا از p24473-b21 استفاده شد. با افزایش VMها، CPU Ready Time به بیش از ۸ درصد رسید. پس از مهاجرت به p49607-b21، CPU Ready به زیر ۳ درصد کاهش یافت و امکان افزایش ۲۵ درصدی VM بدون افت SLA فراهم شد.
این تجربه نشان داد که برای Infrastructure Consolidation، Core Count اهمیت بیشتری از فرکانس مطلق دارد. البته این به شرطی است که Memory Channelها کاملاً Populate شده باشند؛ در غیر این صورت، Bottleneck حافظه شکل میگیرد.
رفتار در Workloadهای دیتابیس سنگین
در دیتابیسهای بزرگ، انتخاب بین این دو مدل وابسته به نوع Query است.
در OLTP با Queryهای کوتاه و پرتعداد، فرکانس بالاتر p24473-b21 باعث بهبود Response Time شد. اما در Data Warehouse و Queryهای Parallel، p49607-b21 به دلیل Core بیشتر، Throughput کلی بالاتری ارائه داد.
در یکی از پروژههای تحلیلی، اختلاف Throughput حدود ۱۸ درصد به نفع p49607-b21 بود. اما در همان پروژه، لایسنس نرمافزار بر اساس Core محاسبه میشد؛ در نتیجه، افزایش Core هزینه لایسنس را بالا برد و ROI کاهش یافت.
این همان نقطهای است که تصمیمگیری صرفاً فنی نیست، بلکه مالی و معماری است.
تأثیر بر مصرف انرژی و حرارت
p49607-b21 به دلیل Core بیشتر، مصرف انرژی بالاتری دارد و نیازمند طراحی دقیق Cooling در رک است.
در رکهای با تراکم بالا، مشاهده کردیم که استفاده از این مدل بدون تنظیم مناسب Airflow، باعث افزایش دمای Inlet و کاهش Boost Frequency شد. پس از اصلاح Cold Aisle Containment، فرکانس پایدارتر شد.
در مقابل، p24473-b21 در محیطهایی با محدودیت توان برق، انتخاب کمریسکتری بود. در یک دیتاسنتر با محدودیت PDU، این موضوع تعیینکننده شد.

کیس استادی اول؛ تجمیع زیرساخت سازمان دولتی
در پروژهای با ۱۴ سرور قدیمی، هدف Consolidation روی سه نود HPE بود. ابتدا تحلیل Workload نشان داد ۷۰ درصد بار، Multi-Thread Virtualization است.
انتخاب p49607-b21 باعث شد تعداد سرورها از ۱۴ به ۳ کاهش یابد، مصرف برق ۴۰ درصد کم شود و SLA بهبود یابد. اگر p24473-b21 انتخاب میشد، نیاز به نود چهارم وجود داشت.
این تصمیم بر اساس Benchmark داخلی و مانیتورینگ ۳۰ روزه گرفته شد، نه صرفاً دیتاشیت.
کیس استادی دوم؛ انتخاب اقتصادی در سامانه لایسنسمحور
در یک پروژه دیگر، نرمافزار بر اساس تعداد Core لایسنس میشد. استفاده از p49607-b21 هزینه لایسنس را دو برابر میکرد.
پس از تحلیل، p24473-b21 انتخاب شد. با تنظیم صحیح Affinity و High Performance Power Plan، Performance در SLA باقی ماند و هزینه کلی پروژه ۲۸ درصد کاهش یافت.
این تجربه نشان میدهد که همیشه CPU قویتر، انتخاب بهتری نیست.
چه زمانی p49607-b21 مناسب نیست؟
اگر Workload شما:
- مبتنی بر Single-Thread
- محدود به لایسنس Core
- یا دارای محدودیت برق و Cooling
باشد، p49607-b21 ممکن است انتخاب اقتصادی نباشد.
چه زمانی p24473-b21 مناسب نیست؟
اگر:
- قصد تجمیع گسترده VM دارید
- رشد Workload پیشبینی میشود
- یا بار Parallel Processing دارید
این مدل سریعتر به Saturation میرسد.
جمعبندی تصمیمساز برای مدیر IT و مدیر خرید
اگر هدف شما افزایش تراکم Virtualization، Consolidation و رشد آیندهمحور است، p49607-b21 انتخاب معمارانهتری است. اگر تمرکز بر بهینهسازی هزینه لایسنس و بارهای فرکانسمحور دارید، p24473-b21 منطقیتر است.
پیش از تصمیم نهایی:
- ۳۰ روز مانیتورینگ واقعی CPU انجام دهید.
- نسبت بار Single-Thread به Multi-Thread را مشخص کنید.
- تأثیر لایسنس نرمافزار را در TCO لحاظ کنید.
در پروژههای زیرساختی سازمانی، تیمهایی که قبل از پیشنهاد cpu سرور اچ پی، تحلیل Workload و ROI انجام میدهند، معمولاً سرمایهگذاری دقیقتری رقم میزنند. مجموعههایی با تجربه اجرای پروژههای دولتی مانند وینو سرور، تصمیم را بر اساس Benchmark عملی میگیرند نه صرفاً مشخصات کاتالوگ.
در نهایت، انتخاب بین p49607-b21 و p24473-b21 یک تصمیم فنی-اقتصادی است؛ پاسخ درست برای هر سازمان متفاوت است، اما با تحلیل دقیق Workload، میتوان آن را به یک تصمیم قابل دفاع تبدیل کرد.
