زن جوان ۲۷ ساله ای که در مهمانی‌های بی شرمانه شوهرش اسیر شد…

از سراسر وب

زن ۲۷ساله‌ای در مشهد، درباره رفتارهای غیرمتعارف و بی‌شرمانه همسرش و یافتن راه حل و چاره ای به دایره مددکاری اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد رفته بود.

این زن جوان درباره ماجرای ازدواجش با مردی بی‌بند و بار گفت:

پدرم کارگری ساده و بی‌سواد بود که به سختی می‌توانست هزینه‌های زندگی خانواده ۵ نفره‌اش را تامین کند.

به همین دلیل هم هیچ کدام از خواهران و برادرانم نتوانستند حتی تا مقطع دیپلم تحصیل کنند.

من در خانواده‌ای بزرگ شدم که نه تنها از اوضاع مالی نامناسبی برخوردار بود بلکه پدر و مادرم هیچ گاه توجهی به نیازهای عاطفی و روحی ما نیز نداشتند.

با وجود این من با همه سختی‌ها به تحصیلاتم ادامه دادم و برای ادامه تحصیل در مقطع کاردانی وارد دانشگاه شدم. این در حالی بود که باز هم خانواده‌ام اهمیتی به این موضوع نمی‌دادند و از من حمایت نمی‌کردند.

 همسرانشان به منزلم دعوت می‌کرد و تا پاسی از شب انواع فسق و فجور را مرتکب می‌شدند.

مهمانی‌های شرم‌آور

آن‌ها با پوشش زننده کنار هم می‌نشستند و با خنده‌های مستانه خودشان مرا آزار می‌دادند.

این دعوت‌های گروهی هر روز شکلی جدید به خود می‌گرفت به طوری که غیرت و مردانگی هم از بین رفته بود و خجالت و حیا از رفتار آن‌ها شرمنده می‌شد.

این رفتارهای زننده به حدی رسید که شوهرم از من می‌خواست با مردان غریبه برقصم و هم آغوشی کنم.

با چشم‌های گریان این دستور را اجرا می‌کردم و شوهرم می‌خندید.

دیگر نمی‌توانستم شاهد این صحنه‌های شرم‌آور و درخواست‌های گستاخانه شوهرم باشم.

به همین دلیل اختلافات بین من و «انوش» شدت گرفت. در این میان برای یافتن چاره‌ای به کلانتری آمدم.

شایان ذکر است، به دستور سرهنگ باقی زاده (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) این زوج جوان پس از انجام مشاوره‌های مقدماتی در کلانتری به مرکز مشاوره پلیس معرفی شدند.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.